همسفر گرامی
برای درج سفر به پروفایل مراجعه کنید
عضویت در خبرنامه Mountain View

استرالیا – روز هفتم- سیدنی

عنوان : استرالیا – روز هفتم- سیدنی
دسته مطلب:سفرنامه
نویسند:حسان جلوداری
توضيحات :

استرالیا – روز هفتم- سیدنی

دومین روزی بود که در سیدنی بودیم و تصمیم داشتیم با توری که روز قبل رزرو کرده بودیم به خارج از شهر بریم تا دوتا از جاهای زیبای اطراف سیدنی رو ببینیم. بعد از صبحونه خوردن وقتی از هتل دراومدیم با هوای ابری سنگینی مواجه شدیم که نوید بارون سنگینی رو در اون روز میداد. اتوبوس 7 صبح منتظرمون بود و رفتیم و سوار شدیم. تور لیدری که در این مسیر 2 ساعته تا مقصد در اتوبوس داشتیم یه پسر جوون بود و درعین لیدر بودن رانندگی هم میکرد. اولین باری بود که میدیدم لیدر و راننده اتوبوس یه نفر هست! خیلی هم لیدر خوبی بود و توضیحاتی که در حین رانندگی میداد واقعا برامون مفید بود.

 

 

اولین مقصدمون جایی بود به اسم Blue Mountains که در حومه ی شهر سیدنی قرار داره. اینجا در اصل یه محوطه ی طبیعی خیلی بزرگ از کوه ها ودرختان اکالیپتوسی هست که سرتاسر روی کوه ها رو پوشونده. گیاه اکالیپتوس بعلت سیانیدی که داره از دور به رنگ آبی دیده میشه وعلت نامگذاری این محوطه به نام Blue Mountains هم همینه. اکالیپتوس در استرالیا خیلی فراوان وجود داره و به همین دلیل هست که کوالا ها فقط عملا در استرالیا یافت میشن چون غذای اصلیشون همین اکالیپتوس هست. علت زیاد خوابیدن کوالا ها هم همین سیانیدی هست که در غذای اصلیشون وجود داره!

ابر سنگین و مه شدیدی که وجود داشت مانع این میشد که چیزی رو بتونیم ببینیم! در اتوبوسمون یه تور ایرانی هم بودن که دیدنشون برامون بعد این همه مدت جالب بود. وقتی به مقصد رسیدیم باید توسط آسانسورهای خیلی بزرگی که وجود داشتن میرفتیم به محوطه ی کوه ها و گیاهان. مه خیلی زیاد بود و متاسفانه فرصت دیدن زیبایی اونجا رو ازمون گرفته بود. برای رفتن از ایستگاه اتوبوس ها به محوطه ی طبیعی دوتا راه داشتیم. یکی همون آسانسور که باهاش رفتیم و یکی هم یجور قطار که در مسیری با شیب نزدیک 90 درجه شما رو به مقصد میبرد که خیلی جالب بود! برای مسیر برگشتمون سوار این قطار ها شدیم. داخل محوطه درختان بی شمار اکالیپتوس و کوه های بزرگی که سرتاسر منطقه رو پوشونده بودند دیده میشدند. بارون نم نم میزد و بیشتر مه غلیظ همه جا رو پوشونده بود. یکم قدم زدیم و از هوای تمیز و خنک اون منطقه استفاده کردیم. بعد از کمی گشتن در اون منطقه با قطاری که ذکر کردم برگشتیم بالا. شیب زیاد مسیر قطار جوری بود که باید محکم صندلی جلویی رو میگرفتیم تا نیفتیم پایین! تجربه ی جالبی بود.

 

 

 

وقتی بالا رفتیم یه فروشگاه کوچیک اونجا بود که سوغاتی و یادگاری های استرالیایی میفروخت. اونجا فرصتی بود که با لیدر تور ایرانی که همسفرمون بود صحبت کنیم. لیدر تورشون یه خانم 30 ساله بود که در سیدنی دانشجو بود و در کنار تحصیل مسوولیت لیدری تورهای ایرانی رو هم به عهده گرفته بود.

به اتوبوس برگشتیم و برای ناهار مارو به یه رستوران در یه روستا در اون نزدیکی بردن. اونجا ماهی خوردیم ولی نکته ی جالبی که در منو و در دیوارهای رستوران جلب توجه میکرد غذای معروفشون به اسم کانگورو برگر بود که با گوشت کانگورو درست میشد. کلا دراسترالیا گوشت کانگورو رواج زیادی داشت و غذای محبوبی بود.

 

 

 

 متاسفانه دوستداران محیط زیست نتونستن کاری برای جلوگیری از روند شکار بی رویه ی کانگورو ها انجام بدن. توریست های ایرانی که در تور بودن خیلیاشون این غذا رو خوردن و راضی هم بودن ولی خب من نمیتونم اینکارو بکنم !

بعد از ناهار به یک مرکز نگه داری حیوانات بومی استرالیایی رفتیم. اونجا انواع و اقسام کانگورو، کوالا و دیو تاسمانی و گوسفند استرالیایی وجود داشت. بازم برای بار چهارم تاکید میکنم بهترین جا برای تجربه ی کانگورو و کوالا شهر بریزبن هست که در سفرنامه ی خودش توضیح میدم!


دراین مرکز نگهداری حیوانات ما اجازه داشتیم به کانگورو ها غذا بدیم. چند تا لیوان جلوی در ورودی گذاشته بودند که داخلش یه چیزی مثل علف بود که گویا غذای کانگورو بود. ازین لیوانا برداشتم و شروع کردم به کانگوروهایی که در اون محیط بودن غذا دادن. خیلی تجربه ی جالبی بود ولی خب به تجربه ای که در بریزبن داشتم نمیرسید. در بریزبن شما میتونید بدون لیوان غذاها رو بریزید کف دستتون و به کانگورو ها تعارف کنید. اگه از لیس زدن دستتون توسط کانگوروها چندشتون میشه همین مرکز نگهداری که رفتیم گزینه ی مناسبتری میتونه باشه! خلاصه به کانگورو ها کلی غذا دادم و رفتم به قسمت کوالاها. اونجا هم میتونید با کوالا ها با پرداخت 15 دلار عکس بندازید ولی خب بازم به بریزبن نمیرسه چون اونجا میتونید در حالیکه کوالا رو بغل کردین عکس بندازید! تجربه ای که بی نهایت فراموش نشدنیه!

 

 

بعد از گشتن بین حیوانات، برگشتیم به اتوبوس. همون موقع بود که بارون شدیدی همزمان با غروب خورشید شروع به باریدن گرفت و ماهم حرکت کردیم به سمت سیدنی. درمسیر با لیدرمون در حالیکه رانندگی میکرد کمی صحبت کردم و گفتم که از ایران اومدیم. میگفت خیلی دوست داره به ایران سفر کنه و از اینکه در یه مجله ای چند ماه پیش خونده بود که در ایران پیست اسکی وجود داره خیلی متعجب شده بود و علاقه مند شده بود که ایران رو بیشتر بشناسه. خلاصه اینکه کلی سفرمون به استرالیا رو خوش آمد گفت و گفت که بازم بریم استرالیا!

وقتی رسیدیم به سیدنی شب بود و بارون شدیدی در حال باریدن بود. همه مردم به مغازه ها پناهنده شده بودن و ماهم در سوغاتی فروشی های اطراف هتل کمی گشت زدیم. اونجا هم برای دوتا از دوستانم دوتا عروسک کوالا خریدم. توصیه میکنم برای خریدن سوغاتی از سوغاتی فروشی های سطح شهر خرید کنید، سوغاتی فروشی های موجود درجاهای دیدنی همیشه گرونتر هستند در همه جای دنیا و به نظرم اصلا نمیصرفه خرید ازشون.

شب بود و بالاخره به هتل رفتیم و بعد از یه روز که حسابی خسته شده بودیم شب آرومی رو پشت سر گذاشتیم. فرداش قرار بود آخرین روزمون در سیدنی رو بگذرونیم.

 

مطالب مرتبط ::

سفرنامه استرالیا

استرالیا – ویزا، بلیط و هتل

استرالیا – روز اول- مالزی !

استرالیا – روز دوم- ملبورن

استرالیا – روز سوم- ملبورن

 

حسان جلوداری
بر بال مسافر
ارتباط با نویسنده :
ثبت نظر
همسفر باشیم
همسفر باشیم مرجع رایگان معرفی تور و سفر و برنامه های کوهنوردی و طبیعت گردی، شهر گردی و ... می باشد. وشما می توانید به راحتی سفر و برنامه خود را معرفی کنید
فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است