همسفر گرامی
برای درج سفر به پروفایل مراجعه کنید
عنوان :

آنیتا مورجانی و تجربه پس از مرگ

دسته مطلب:همگام با طبیعت
نویسند:رضا طاهر
1399/03/10
توضيحات :

تجربه پس از مرگ 

آنیتا مورجانی، نویسنده کتاب Dying to be me  که در ایران به نام کی ز مردن کم شدم منتشر شده است، در سال 2002 متوجه بیماری سرطان خود می‎شود و روش‌های مختلفی را برای درمان امتحان می‌کند. ولی درنهایت در سال 2006 حالش وخیم شده و به حالت کما می‌رود. او سه روز در حالت کما بوده و بعد از بازگشت از کما هیچ اثری از بیماری در بدن او وجود نداشته‌است. کتاب کی زمردن کم شدم تجربه و دریافت آگاهی مورجانی در حالت کما بوده است. متن زیر خلاصه‌ای از این کتاب است :

کتاب کی ز مردن کم شدم همسفر

دوستان عزیز این کتاب صوتی را می توانید از کتاب راه دانلود کنید 

چرا به سرطان مبتلا شدم ؟؟

من تمام عمرم می‌ترسیدم. از شکست خوردن، از مورد علاقه نبودن، از مایوس کردن دیگران، از شایسته نبودن، از بیماری به خصوص سرطان و علت بیماری من همین ترس بوده‎است.

من معتقد هستم که ما همان موجود فوق العاده‌ای هستیم که تمام عمر می‎خواهیم به آن برسیم. فقط این واقعیت را تشخیص نمی‎دهیم. ما وقتی به این دنیا می‎آییم به عظمت خود واقفیم ولی به مرور زمان خود را فراموش می‎کنیم و این به خاطر تفاوت‎هایی است که با محیط داریم. من یادم نمی‎آید که کسی مرا تشویق کرده باشد که خودم باشم و به مرور ارتباطم با خودم قطع شد. تمام کارهایم برای جلب رضایت بقیه بود و خودم را نادیده گرفتم. آن قدر در توقع‎های فرهنگی غرق شده بودم که نمی‎دانستم از زندگی چه می‌خواهم. برای جلوگیری از سرطان هر کاری می‌کردم. من روش‌های درمانی مختلفی را امتحان کردم. بخشش درمانی را آغاز کردم و هر که را می‎شناختم بخشیدم. به هندوستان و چین مسافرت کردم و با راهبان بودایی ملاقات کردم. مدتی گیاه‌خواری، عبادت در بالای کوه‌ها، یوگا، تعادل چاکرا و طب سنتی چینی را دنبال کردم ولی با این حال سرطانم روز به روز بدتر می‎شد. هر چه بیشتر تلاش می‌کردم بیشتر ضعیف‎تر می‎شدم. و به تدریج حالم بدتر شد و کم کم تسلیم شدم و از مرگ استقبال کردم.

اگه خدا به دعای همه گوش می‎کند چرا به دعای من گوش نمی‎دهد؟

همیشه این سوال را از خودم می‌پرسیدم. در این زمان به کما رفتم و قلمرویی را تجربه کردم  که باعث شد من به عظمت خودم بدون ترس پی ببرم. تا از نیروهایی که داشتم مطلع شوم. در آن قلمرو متوجه شدم ترس‎هایم باعث به وجود آمدن سرطان شده است. تازه فهمیدم سرطان تنبیه و یا چیز دیگری نبود بلکه انرژی خودم بود. درحالت وسیع شدن فهمیدم چقدر بی‎رحمانه خودم را قضاوت کرده بودم. در آن جا فهمیدم که من همه را بخشیده بودم به غیر از خودم. شفای من به خاطر تغییر ذهنی و باورهایم نبود بلکه به خاطر این بود که به حقیقت وجودم اجازه دادم از طریق جسمم جلوه کند. شفای زندگی من به خاطر این بود که تمام افکار مضر کلا از بین رفته بود. من در حالت تفکر نبودم بلکه درحالت بودن بودم. یعنی حالت آگاهی کامل که آن را عظمت نامیدم.

من توانستم با حقیقت وجودم تماس بگیرم. محصور کردن خود در باورهایی که برای ما کاربردی ندارند ما را در حالت دوگانگی قرار داده و باعث قضاوت دائم می‌شود. به عبارتی آنچه که با اعتقادات ما موافق است را تایید و آنچه که با آن مخالف است را تکذیب می‌کنیم. چنین ذهنیتی باعث می‌شود ما از اعتقادات خود درمقابل آنهایی که با ما مخالف هستند دفاع کنیم و وقتی انرژی زیادی را صرف دفاع کردن کردیم، دیگر حاضر نیستیم از عقاید خود دست برداریم. در چنین وضعیت باورهایمان ما را تحت اختیار می‎گیرند. در حالی که باید برعکس باشد. آگاهی نیاز به دفاع ندارد و آگاهی ما را به یک حالت یگانگی می‌رساند، در حالی که باورها ما را فقط به آنچه معتبر می‌دانیم محدود می‎کند. پس باورهایم باعث شفای من نشد بلکه قرار گرفتن در حالت آگاهی باعث شفای من شد.

آنیتا مورجانی

اگر خودم را فقط به مفاهیمی که توانایی درک آن را دارم محدود کنم، توانایی بالقوه ام و آنچه می‎توانستم به زندگی‎ام وارد کنم را نادیده گرفته‌ام. ولی اگر بپذیرم درک من ناقص است و از مفاهیم نامعلوم هراسان نباشم، آن وقت قلمرو امکانات نامحدود به رویم گشوده می‌شود. بعد از مرگ به این نتیجه رسیدم که زمانی احساس توانایی می‌کنم که انکارها و اعتقادات خود را معلق کنم و پذیرای همه امکانات باشم. رها شدن از هرگونه دلبستگی به باوراهایمان شفا بخش است. به مسیری که زندگی برای ما تعیین می‌کند اعتماد کنیم. همه جهان به هم متصل است و قدم اول این است که ما به شناختی درباره موجودیت و هدف هر موجودی برسیم. بدون اینکه بخواهیم تغییری در آن ایجاد کنیم. ما نیاز به تعریف دیگران از کمال نداریم. وقتی به نهایت توانایی می‎رسیم که به خود فرصت دهیم تا همان کسی باشیم که زندگی برایمان رقم زده است.

 ما باید به خودمان عشق بورزیم 

 تجربه نزدیک به مرگ به من آموخت که همین کلید شفای زندگی‎ام بوده است. تمام عالم هستی از عشق ساخته شده‌است. پس ما نمی توانیم چیزی به غیر از آن باشیم. وقتی تصمیم بگیریم خودمان را دوست داشته باشیم ناسازگاری کمتری با جهان اطرافمان داریم. وقتی از عظمت خود آگاه شویم نیاز نداریم بر دیگران مسلط شویم و به دیگران هم اجازه نمی‎دهیم برما مسلط شوند. من به هر چه نیاز دارم در درونم قرار دارد. من قبل از مرگ با توجه به اعتقادات مذهبی‌ام فکر می‌کردم هدف از زندگی رسیدن به نیروانا است. اگر من در فرهنگ غرب بزرگ می‌شدم فکر می‌کردم هدف رسیدن به بهشت می‌باشد و هدف مشترک فرهنگ‌های مختلف زندگی کردن به شیوه‌ای است که آخرت مطلوبی را برای خود فراهم کنیم. ولی بعد از تجربه مرگ احساس دیگری پیدا کردم و بیشتر بر روی این هدف تمرکز کردم که به جای اینکه در انتظار قلمروی دیگری باشم، کمال حیات را در همین لحظه ببینم. وقتی محدود به حس‌های ظاهری نباشیم، تمامی لحظات هم زمان رخ می‎دهد و وقتی جسم را ترک می‎کنیم مقاطع مختلف زمان را از طریق آگاهی درک می‎کنیم.

به عبارت دیگر ما آگاهی کامل هستیم. به نظر نمی‌رسد که ما اینجا آماده باشیم تا برای عالم آخرت مطالبی بیاموزیم و یا تجربه کسب کنیم. چنین کاری بیهوده به نظر می‌رسد چون در آنجا به این چیزها نیازی نداریم. ما به اینجا آمده‌ایم تا این زندگی مادی را تجربه کنیم. وقتی تصمیم به بازگشت گرفتم فهمیدم مطلوب‌ترین حالت زندگی برای من در اینجاست. علت اینکه مردم در این باره اینقدر احساس ترس دارند این است که برداشت‌های ما از آخرت و خدایانمان برپایه ذهنیت بشری است. ما این مفاهیم را با همان ارزش‌های مادی، مثل ترس، مجازات و تنبیه که در اختیار داریم و نسبت به آن حساس هستیم منتقل می‎کنیم و تمام قدرت و تواناییمان را به آنچه خلق کردیم نسبت می‌دهیم. تمام عالم هستی در درون ماست و تمام پاسخ‌های ما در درون ما می‌باشد.  چیزی که در بیرون رخ می‌دهد برای این است که جرقه‌ای را در ما روشن کند تا بر وسعت خود بیافزاییم و به حقیقت نامتناهی خود برگردیم. روح‌های ما پس از مرگ به هم متصل است. یعنی در حالت آگاهی همه ما یکی هستیم تنها چیزی که می‌تواند مانع از این آگاهی شود ذهن ما است.

آنیتا مورجانی و همسرش

احساسات پنجره‎ای به روح ماست:

نادیده گرفتن احساسات درک ما را از خود با عظمت مخدوش می‎کند، ولی ما سعی می‎کنیم احساسات خود را تحت کنترل قرار دهیم. وقتی مدتی به کمک ذهن زندگی کنیم، ارتباط با خود نامتناهی قطع می‎شود و احساس سردرگمی می‎کنیم. باید فرصت دهیم اعمالمان از احساسات و عواطفمان پیروی کند. عالم هستی در درون ماست و آنچه در بیرون تجربه می‎کنیم انعکاسی از آن می‌باشد. اگر افکار و باورهای هر کس متفاوت بود آنگاه جهان دیگری خلق می‌شد. این جهان مجموعه‌ای از افکار و باورهای دست جمعی ماست که تا این زمان به وجود آمده است. هنگامی که هریک از ما توانستیم در چشم حتی بدترین دشمن خود نگاه کنیم و در آن چشم های خود را ببینیم، آن وقت تحول حقیقی در نسل بشر را شاهد خواهیم بود.

به جای اینکه از زندگی لذت ببرم از آن می‌ترسیدم. من به دنبال جلب رضایت دیگران بودم. ما از انرژی فراگیر جدایی‎ناپذیر هستیم پس نیازمند یک نظام بیرونی نیستیم که برای ما تصمیم بگیرد. هر یک از ما فردی یگانه هستیم هیچ کس نمی‎تواند نظام‎های عمومی تعیین کند که برای همه مناسب باشد. اما این همان کاری است که بعضی نظام‌های اجتماعی و دینی انجام می‎دهند. وقتی چارچوبی تعیین بشود از همه انتظار می‌رود که آن را رعایت کنند و کسانی که از آن تبعیت نکنند مورد قضاوت منفی قرار می‎گیرند. چنین است که تشکیلات مذهبی نه تنها وحدت به وجود نمی‌آورد بلکه باعث جدایی هم می‌شود. به عنوان مثال خوردن گوشت در فرهنگ هندی مجاز نمی‌باشد ولی در فرهنگ چینی نخوردن آن ناپسند است. ما به این جهان آمده‎ایم که راه خودمان را پیدا کنیم و آن را گرامی بداریم. ما می‎توانیم یک شرکت بزرگ تاسیس کنیم و هزاران نفر را استخدام کنیم و یا کنار ساحل بنشینیم و از خوردن بستنی لذت ببریم. هیچ کدام از اینها بر دیگری برتری ندارد. نتایج کارهایمان همیشه به همان گونه به ما برمی‌گردند. بنابراین هر قدر با خود مهربان باشیم رویدادهای بیرون هم همان حالت را منعکس خواهند کرد. هر قدر وابستگی به نتیجه بیشتر باشد و یا از رویارویی با حوادث جدید بیشتر بترسیم پیشرفت کند تر خواهد شد. با عظمت خود ارتباط برقرار کنید.

برای هر فرد راه درست متفاوت است ولی تنها راهکار جهان شمولی که می‎شناسم این است که خود را دوست بداریم و از زندگی لذت ببریم.

آرزو می‎کنم با شادی به عظمت خود پی ببرید و با خوشی و بدون ترس زندگی کنید.

 

ناماسته آمیتا مورجانی(ناماسته به معنای سلام و تعظیم کردن است و در معنای معنوی یعنی من به عظمتی که در تو است تعظیم می کنم)

اینستاگرام خانم مرجانی anitamoorjaniVerified@

 

دوستان عزیز امیدوارم این مطلب براتون مفید بوده باشد.

رضا طاهر
اگه بین ماندن و رفتن مردد بودی همیشه رفتن رو انتخاب کن
ثبت نظر
همسفر باشیم
همسفر باشیم مرجع رایگان معرفی تور و سفر و برنامه های کوهنوردی و طبیعت گردی، شهر گردی و ... می باشد. وشما می توانید به راحتی سفر و برنامه خود را معرفی کنید
فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است